شعری از ژاک پره ور : خوراک صبح

گفتنی‌هادر

قهوه را در فنجان ريخت شير را در فنجان قهوه شكر را  داخل شير و قهوه ريخت با قاشق كوچك همش زد شير و قهوه را نوشيد فنجان را سر جايش گذاشت بدون صحبتي با من سيگاري روشن كرد با دود حلقه درست كرد خاكستر را در زيرسيگاري ريخت بدون صحبتي با من از جا […]

شعری از ژاک پره ور : عشق من

گفتنی‌هادر

به بازار پرنده  ها رفتم و برايت پرنده خريدم، عشق من به بازار گل ها برايت گل خريدم ،  عشق من به بازار آهن فروش ها رفتم، برايت زنجير خريدم، زنجيرهايي سخت و محكم، عشق من پس، به بازار برده فروشان رفتم، به دنبالت گشتم، اما  نيافتمت ، عشق من ترجمه : ترانه وفایی اطلاعات […]