یا عذاب وجدان میراث رمان‌نویسان عصر «رمانتیسیزم» است؟

کتاب خوان و کتاب نخوان

بین نویسنده‌های مکتب درخور احترام «رمانتیسیزم» نویسنده‌ای پیدا کرده‌ام که به طرز غریبی سویه‌های متناقضی را در آثار خود آشکار می‌کند. شاید تناقض‌گویی در ذات «رمانتیسیزم» جا داشته باشد؛ وقتی لحظات قلیان احساسي عظیم در دل نویسنده‌ای دلزده از قوانین سرسخت مکتب یا دورانی که امروز با عنوان «کلاسیسیزم» از آن یاد می‌کنیم، جای اسلوب‌های […]