چوبک های عاجی

بشنویددر
با صدای ترانه وفایی بشنوید :
داستان هاي فلسفي . نویسنده : میشکل پیکمال ، ترجمه ترانه وفايي /
.

در چین باستان شاهزاده جوانی تصمیم میگیرد برای خود از عاجی گران بها چوب های غذا خوری بسازد.

وقتی پدرش که شاهی خردمند بود از فکر او با خبر می شود برای پسرش این گونه توضیح میدهد :

تو نباید این کار را انجام دهی، زیرا با ساخت این چوب های گران بها خطر نابودی خودت را به جان می خری

شاهزاده جوان که متحیر شده بود نمی دانست پدرش جدی است یا او را مورد تمسخر قرار داده است.

ولی پدرش این چنین ادامه داد :

هنگامی که تو چوب های عاجت را در اختیار داشته باشی متوجه خواهی شد که آنها برای ظرف های سنگی روی میز مناسب نیستند و خواهی دید که فنجان ها و کاسه هایی از جنس اعلاتر لازم است و پس از آن وقت در آن ظروف اعلاء نمی توان غذای ساده خورد.

و می دانی آدمی که طعم آن غذا ها را چشیده باشد دیگر نمی تواند به لباس و خانه ی ساده و بی آلایش راضی شود.

و سپس خواستار جامه های ابریشمین و کاخ های بسیار زیبا خواهی شد.

برای همین تمامی سرمایه دربار را به باد خواهی داد و امیال تو پایان ناپذیر خواهند گشت.

تو به زودی به یک زندگی پر زرق و برق خواهی رسید و مخارج تو بی حد و حصر خواهند شد.

تنگدستی گریبانگر ( گریبانگر ؟ مگه درستش گریبانگیر نیست ؟ ) مردم خواهد گشت و ویرانی و قهقرا بر حکومت سایه خواهد افکند.

چون چوب های تو چون شکاف باریکی است که روی دیواری ایجاد شده و بالاخره آن دیوار را تخریب میکند.

شاهزاده جوان هوی و هوس خود را به فراموشی سپرد و بعدها به شاهی خردمند مشهور گشت.

 

( قرن 3 پیش از میلاد )

به نقل از فیلسوف چینی هان فی

 

در کارگاه فیلسوف:

هر خواسته ، خواسته ی دیگری را در پی دارد. اغلب تمایلات برآورده شده خواسته ی بزرگتری را در پی دارند . می دانیم که ما در اجتماعی زندگی میکنیم که پیوسته در معرض خواسته ها و وسوسه های مختلف هستیم.

رسانه های گروهی، تبلیغات و … همه و همه دست به دست هم میدهند تا چیزهای تازه را معرفی و تمایل به دارا بودنشان را در ما ایجاد کنند. چیزهایی که بیشتر اوقات ضرورتی هم برای ما ندارند.

برای فرار از این راه پر و ( و زیادی به نظر میرسه ) و پیچ و خم ، چه باید کرد؟

 

.
bar

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *