پابلو نرودا شاعر همین زندگی معمولی

گفتنی‌هادر
پابلو نرودا

پابلو نرودا

می خندم, لبخند می زنم, بر شاعرانِ پیرِ گذشته, کشته تمام شعرهایی هستم که نوشته اند آنها, کشته ی هرچه شبنم, ماه, الماس, قطرات نقره فروچکیده

پابلو نرودا سرودن «ترانه های عناصر» را از اوایل ١٩٥٠ آغاز کرد و تا ١٩٥٧ ادامه یافت. «ترانه های عناصر» به نوعی مانیفستِ شعری نرودا در فرم ترانه است خاصه بخش نخست آن «مرد نامرئی» که چنین آغاز می شود:

 

«می خندم، / لبخند می زنم، / بر شاعرانِ پیرِ گذشته، / کشته تمام شعرهایی هستم/ که نوشته اند آنها، / کشته ی/ هرچه شبنم، / ماه، الماس، / قطرات نقره فروچکیده/ که برادرهای پیرترم با آن ها/ سرخگل را تزیین می کردند؛ / اما/ لبخند می زنم؛ / آنها همیشه به ضمیرِ «من»/ حرف می زنند، / هرچه، هر وقتی، رخ دهد/ این همیشه خدا «من» است… هیچ کس رنجی نمی بَرد، / عاشق نیست کسی هم، مگر این/ بینوا برادر شاعر من» و بعد چند سطر بعد می نویسد که «… اما برادرِ شاعرِ من عاشق بود، / رنج می برد، چون که احساسات/…» و می رسد به تکه های مانیفست گونه شعر خود: «… می خواهند که من سخنی ساز کنم، / زندگی مبارزه ست، / مثل رودی که به پیش می رود… از من ساخته نیست/ که بدون زندگی دیگران/ زندگی کنم/ بی انسان دیگری… هر زندگی هست واگذارید به من، / غصه های همه عالم را نیز/ بسپارید به من، تا که برگردانم/ آنها را به امید… بسپارید به من این مبارزات هر روزی را/ چون ترانه های من همین ها هستند/ و چنین است که ما، / همه انسان ها، / شانه در شانه هم/ گام برمی داریم و/ آواز من به آنها وحدت می بخشد: / آوازِ آدمی نامرئی/ همخوان با همه انسان ها.»

پابلو نرودا شاعرِ ترانه های بسیار فاخر «تماشای پرندگان» و «طوفان» نیز است. نرودا همواره شاعر پُرخواننده ای در قاره آمریکا بود و از همان ابتدا ترانه های او به زبان انگلیسی برگردانده شد و تأثیراتی نیز در شعر این زبان گذاشت. در نظر مترجمِ «ترانه های عناصر» رد این تأثیر را می توان تا اینجا، در شاعران وطنی همچون سهراب سپهری پی گرفت. «ترانه های عناصر» از آن دست ترانه های نروداست که عمدتا درباره چیزهای پیش پاافتاده است، همان چیزهایی که نرودا عناصر اساسی و حیاتی جهان انسان ها می خواند.

 

 

منبع: آفتاب (پارسا شهری)

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *