نقد منصفانه و همراهی موشکافانه !

گفتنی‌هادر

انتشارات او - از فیس بوک انتشارات اومدتی پیش در صفحه فیس بوک مرتبط با انتشارات او اتفاقی رخ داد که خواندنش خالی از لطف نیست! کتاب آنها نیز عاشقند در این صفحه از شبکه ی اجتماعی فیس بوک معرفی شده بود و یکی از دوستان گرامی انتشارات او ، نظراتی را در باره این کتاب و همینطور قلم دکتر وفایی نوشته بودند که پاسخ هایی به همراه داشت . با رعایت امانت و به تمامی به همان شیوه ای که نوشته اند ، بدون تغییر و البته بدون نمایش نام ، بر روی سایت می گذاریم تا شاید ابهامات دوستان دیگری هم پاسخ داده شود :

 

ب . ش

سلام. ببخشيد. فقط نظر خودم را بيان ميكنم. جملات شما. اكثرا إيجاد ابهام در. خواننده إيجاد. ميكند. مثلا.((( انها نيز عاشقند))). كمراه كردن خواننده. بخشي از تاكتيك نوشتن شماست. انها كه هستند ؟؟؟ ،. جه كس يا كساني عاشق است. از ديدكاه شما. ( عشق ) فقط. يك كلمه مجذوب كننده است. يا داشتن إيمان. ب ( عشق ). سركار خانم وفائي. ….عشق. يك بديده. والا ءيست. كه در بطن هر كس و ناكسي. تبلور بيدا نميكند. أمروزه بسياري. عشق را. با اميال فيزيكي خود اشتباه ميكيرند. تا نظر شما جه باشد. با احترام.
لطف فرموديد در اين صفحه هستيد. در نوشتن ، دقت بيشتري خواهم داشت اطاعت. ولي تاجر در مورد فروش كتاب مانند خود مي بيند. بنده نه كتاب مي فروشم قربان نه به مردم تحميل مي كنم. من يك آدم ساكتم و قلمم را مي زنم . شما پر هياهو شده ايد! من را هيچ ادعايي نيست. متاسفم كه وقتتان يك سال هدر رفت. بايد زودتر متوجه مي شديد…
شرمندم براي شما مطلبي ندارم..، و از همه ي خوانش هاتان سپاس
ب . ش
دوست بسيار كرانمايه. سلام. من شايد يك سالي ميشود كه كفته هاي كوهر بار شما را در فيس بوك مطالعه ميكنم. بسيار ب خودم فشار اورده ام. كه از نظرات شما واقف شؤم كه بايد إقرار كنم. در اين جنك و جدال با خودم. تا حدود زيادي نا موفق بوده ام. ( إذعان ميكنم كه شما اين بنده بي كناه و سرا با تقصير را…….ب تفكور …وا داشته أيد ). ولي ……….هركز ب فكرم نرسيده. كه ( تفكر ). كنم. بهر رو أكنون متوجه شدم. كه مقصد نهائي شما بازي با كلمه براي فروش نوشته هايتان است. نه. بر أورد احساس دروني……سركار خانم وفائي من خود يك تاجر نسبتا موفقي هستم. ولي هركز و هركز. تلاش نكرده ام براي أمرار معاش. استفاده از كلمات نا مفهوم. خريدار را بسوي خود بكشانم …………باور من در مسير زندكي. انستكه مسايل مادي را براي أمرار معاش. با مسايل معنوي خود تلفيق. ندهم و با بكار كيري كلمه زيباي ( عشق ). مردمان را وادار ب. تمكين خريد مطاع خود نكمم با احترام.
جناب …. عزيز. بسيار خرسندم از دقت و توجه شما به مطالب. قربان تا به حال بدون خواندن متن توانسته ايم در مورد عنوان عجولانه قضاوت كنيم. نمي دانم گمراه كلمه ي مناسبي است يا نه. به تفكور وا داشتن مخاطب را به عنوان جايگزين اين كلمه به شما پيشنهاد مي كنم.
در مورد مفهوم عشق ، اگر سري به كتاب بزنيد، نظر بنده مشخص خواهد شد. با سپاس فراوان .
م . ر
تو را چنان که تویی هر نظر کجا تواند دید
به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک


برای من که سالهاست از کتابهای انتشارات او و دکتر وفایی آموخته ام چنان این گفتگو عجیب بود که روا ندیدم با کسب اجازه از دوستانم کلامی را مطرح نکنم
جناب ….. ارجمند! در جمعی خصوصی گفتگویی بود با یکی از اساتید فلسفه ی غرب. ایشان می فرمودند بیش از 40 بار کتاب چنین گفت زرتشت نیچه را خوانده اما شک دارد که هنوز بر آن مسلط باشد. ایشان نمی گفت که ایراد از لفاظی های نیچه است . میگفت من هنوز متوجه نمی شوم.
قصدم هرگز هرگز هرگز مقایسه ی خانم وفایی با نیچه نیست. بحثم مقایسه نگاه حضرتعالی و آن استاد به نام فلسفه است. که اگر سالها اثری را خواند و دریافت نکرد، به نویسنده اتهامی نزد! چقدر با شکوه تر بود اگر نقدتان را آلوده به اتهام نمی کردید. اصلن دلیل وجود ندارد که همه ی آدمها دریافتی یکسان و درست از یک اثر داشته باشند. اما دلیلی هم ندارد شما چون ادراک ممکن نبود، انکار پیشه کنیم! به کدام پیشه و شناخت به سادگی – شما که شیوه ی کلامتان نشان از تشخص تان دارد – اجازه می دهید که قضاوتی تهمت زده کنید؟ معیار عشق شما نیستید دوست من ! که هرجا کلمه ی عشق را دیدید قضاوت کنید این عشق ابزار مالی است یا … اصولن برای اهل قلم قاعده کمی با اهل تجارت متفاوت است . چقدر مرا به یاد آن بخش شازده کوچولو انداختید که می گفت آدم بزرگها مدام در پیِ عددند. از تعداد آجرهای خانه تا میزان درآمد و … اما به راستی به کدام حقیقت توانستید اتهام بزنید که این نوشته ها بازی با کلمات هستند برای کسب منفعت؟ حتا اگر نظر شخصی تان هم باشد باز هم باید دلیل و ماخذی داشته باشد ؟ همین که شما دوستش نداشتید یا ارتباط برقرار نکردید یعنی اثری نازل جهت سوء استفاده از جیب آدمهاست؟ باز هم مرا به یاد آن پادشاهِ قصه شازده کوچولو می اندازید که تصور میکرد محور عالم است!
دوست نازنین و تاجر گرانقدر
برای من که معلمی کوچک هستم اعتباری از این بالاتر نبوده که کتابهای اهدا شده توسط انتشارات او در کتابخانه مدرسه را با فرزندان کوچک این جامعه صفحه به صفحه خوانده ایم، با آنها بزرگ شده ایم ، گریسته ایم ، آموخته ایم …
بی آنکه کسی احساس کند با او بازی شده ، فریب خورده یا ….
گفته اید که ” آنها نیز عاشقند ” به چه کسی بر میگردد … آنها کیستند … حتا کودکان زیادی در مدرسه هایی که افتخار تدریس در آنها را داشته و دارم به کشف مفهوم واژه ” آنها ” نائل شدند … باور بفرمایید… شاید نیاز باشد با نگاهی دیگر بخوانید و باز بخوانید و باز بخوانید اگر که برایتان مهم است که آنها کیستند … شاید به راستی ایراد از فرستنده نباشد…
هزاران کتاب هست که مناسب سلیقه ی شماست و در آنها هزاران بار از کلمه عشق استفاده شده… بی شک اهل خواندن شان هستید و این افتخار بنده است که دوستان توانمند در حوزه اقتصاد هم اهل کتاب باشند. اما…. با اهل قلم مانند اهل بازار رفتار نکنید! قلمِ این دوستان بسیار شکننده تر از چرتکه های آنان است …
حال قضاوت با خوانندگان و دوستان همراه ….

 

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *