سالمرگ اینگمار برگمان کارگردان بزرگ سینما

یادبودهادر
اینگمار برگمان

اینگمار برگمان

اینگمار برگمان (Ingmar Bergman ) در سال ۱۹۱۸ در آپسالا سوئد به دنیا آمد. پدرش یک اسقف بود و وی در یک خانواده به شدت مذهبی بزرگ شد

اینگمار برگمان جادوی تصویر را در 9 سالگی با لنتر (فانوس خیال) که با آن شخصیت‌ها و داستان‌های خودش را خلق می‌کرد کشف کرد و این عشق به نور و تصویر او را پس از مدتی تحصیل در دانشگاه استکهلم، به دنیای تئاتر برد اما آن را تمام نکرد. اینگمار برگمان در 16 سالگی طی یک رژه در وایمار به ارتش نازی علاقمند شد و آن‌جا آدولف هیتلر را دید.

اینگمار برگمان در دهه‌ 40 هم در تئاتر و هم در سینما مشغول بود. او به عنوان یکی از اعضای دپارتمان فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی در بسیاری از شرکت‌های کوچک تئاتری فعالیت می‌کرد.

اینگمار برگمان از سال ۱۹۵۳ همکاری خود را با سون نیکویست آغاز کرد که تا مرگ او ادامه داشت. همچنین بازیگرانی چون هریت اندرسون، بیبی آندرسون، لیو اولمان، ارلاند یوسفسن، گونار بیورنستراند، اینگرید تولین و مکس فون سیدو نیز مانند سون نیکویست به برگمان نزدیک بودند و در اکثر فیلم‌های او ایفای نقش کردند.

اکثر فیلم‌های اینگمار برگمان در کشور سوئد به اتفاق می‌افتند. از سال ۱۹۶۱ به بعد بعضی از کارهای او در جزیره‌ی فارو فیلمبرداری شدند. او در طول دوران حرفه‌ای خود ۶۲ فیلم ساخت و بیش از ۱۷۰ نمایش را کارگردانی کرد. آخرین فیلم سینمایی برگمان، ساراباند، در سال ۲۰۰۳ ساخته شد.

اینگمار برگمان چندسال پیش از مرگش ، در گفت‌وگوی مفصل‌اش با «کایه دو سینما» نکته‌ای را گفت که  بی‌اغراق، چکیده همه حرف‌هایش هستند و خلاصه سینمایش :

اگر شما به تخیّلاتِ خلّاق خود ایمان داشته باشید، و به احساسات شخصی‌تان اطمینان، می‌توانید کاملاً با احساسات پیش بروید و عاقبت‌اندیش نباشید، زیرا قدرتِ ادراک نتایج احساسات خود را برای همیشه خواهید یافت.

اینگمار برگمان بر کار کارگردانان متفاوتی اثر گذاشته، از چان ووک پارک گرفته تا آندری تارکوفسکی . اما احتمالاً عجیب‌ترین این تأثیرات روی وودی آلن بوده است. وودی آلن که او را بیشتر به عنوان کارگردان فیلم‌های کمدی می‌شناسند، همواره از فیلم‌های اینگمار برگمان تجلیل کرده.

لیو اولمان هنرپیشه زن مورد علاقه برگمان که در بسیاری از فیلم هایش ایفای نقش کرده است و از دوستان وی نیز به شمار می آمد، در سال 2005 در مصاحبه ای که در جشنواره لا روشل با او شده بود از خاطره این ملاقات صحبت می کند:

حدود بیست یا بیست و پنج سال پیش بود، من درتئاتر، نمایشنامه «خانه عروسک ها» را در نیویورک بازی می کردم و وودی آلن دائما مرا به شام دعوت می کرد، البته نه برای آنکه مرا ببیند بلکه صرفا برای اینکه بنشیند و من برایش از اینگمار برگمان صحبت کنم! یک روز برگمان برای سفری دو روزه به همراه همسرش اینگرید، به نیویورک آمد تا بازی مرا در برادوی ببیند و به هتلی مجلل رفتند. وودی آلن به محض آنکه از این موضوع خبردار شد به من گفت: « آیا فکر می کنی من بتوانم او را ملاقات کنم؟» ، من هم گوشی تلفن را برداشتم و به برگمان زنگ زدم و پرسیدم: «ببین وودی آلن حیلی دوست دارد تو را ملاقات کند، مایل هستی ؟ » و برگمان پاسخ داد: «خیلی دوست دارم!.»
شبی که برگمان به دیدن نمایش آمد، پس از تمام شدن آن، با همسرش به هتل برگشتند و وودی آلن هم با یک لیموزین به سراغ من آمد و با هم به هتل مجلل آنها رفتیم، آسانسور را گرفتیم و در اطاق آنها را زدیم تا شام را با هم بخوریم.
و آنچه به شما می گویم عین حقیقت است، ماجرا واقعا این طور اتفاق افتاد: در باز شد، برگمان پشت در بود، آرام، وودی آلن هم بسیار آرام بود، آنها با هم دست دادند و ما چهار نفر پشت میز شام نشستیم و غذا سرو شد. دو نابغه یکدیگر را ورنداز می کردند و به هم نگاه می کردند بدون آنکه یک کلمه حرف بزنند. در این حال اینگرید، همسرش و من که هرگز روابط گرمی نداشتیم، ناچار بودیم صحبتی برای شکستن سکوت، از همان صحبتهایی که زنان معمولا سر میز غذا با هم کنند، شروع کنیم.
و اینگمار و وودی به هم نگاه می کردند و لبخندهایی کوچک می زدند گویی بخواهند بگویند:« ببین این زنهای کوچولوی ما چه چیزهایی می گویند» . در طول صرف غذا آن دو هیچ چیز نگفتند و در آخر با هم دست دادند و ما با وودی در لیموزینش برگشتیم. وودی به من گفت: «متشکرم لیو، عالی بود!» وقتی به خانه برگشتم، تلفن زنگ زد ، این بار اینگمار بود که از من برای این ملاقات تشکر کرد!

 

یکی دیگر از کارگردانان بزرگ سینما که به اینگمار برگمان علاقه داشت آکیرا کوروساوا بود. وی در نامه‌ای به برگمان نوشت :

 

آقای برگمان عزیز
هفتادمین سالگرد تولدتان را تبریک می گویم. هر بار که فیلم هایتان را می بینم عمیقاً تحت تاثیر قرار می گیرم. بسیار از آنها آموخته و دلگرم شده ام. امیدوارم همچنان سالم و سرحال باشید و برایمان فیلم های کم نظیر بسازید.
در ژاپن دوره میجی – اواخر قرن نوزده – نقاشی زندگی می کرد به نام تسای تومیکا که در زمان جوانی اش نقاشی های خوبی کشیده بود، اما وقتی به ۸۰ سالگی رسید، نقاشی هایی کشید که نسبت به کارهای قبلی اش، برتری بسیاری داشت. گویی هنرش به یک باره به شکوفایی فوق العاده ای رسیده بود.
هربار که نقاشی های او را تماشا می کنم قانع می شوم که انسان تا به ۸۰ سالگی نرسیده، نمی تواند کارهای حقیقتاً عالیش را خلق کند. آدمی نوزاد متولد می شود، به نوجوانی می رسد، از مرز جوانی می گذرد، زندگی مستقلش را آغاز می کند و سرانجام قبل از آن که دفتر زندگیش بسته شود به کودکی باز میگردد. به عقیده ی من این آرمانی ترین نحوه ی زندگی است.
فکر می کنم شما هم با من هم عقیده باشید که انسان در این دوره کودکی مجدد است که می تواند بی هیچ قید و بندی آثار حقیقتاً ناب بیافریند. من اکنون ۷۷ ساله ام و معتقدم که کار واقعی ام تازه آغاز شده است. بیایید به خاطر سینما از پا ننشینیم.

با گرم ترین درودها
آکیرا کوروساوا
۱۹۸۷

 

اینگمار برگمان یک سال قبل از مرگش تحت عمل تعویض مفصل ران قرار گرفت و از آن زمان تا آخر عمرش به طور کامل بهبود نیافت. این کارگردان سوئدی که به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و تحسین برانگیزترین فیلمسازان سینمای مدرن شناخته می‌شود، روز دوشنبه ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۷ در خانه‌اش در جزیره‌ی فارو و هنگامی که خواب بود در سن ۸۹ سالگی درگذشت. میکل‌آنجلو آنتونیونی، کارگردان ایتالیایی نیز در همین روز درگذشت.

چهرهٔ اینگمار برگمان روی اسکناس ۲۰۰ کرون سوئد (به دلیل تلاش‌های او در صنعت فیلم‌سازی) قرار می‌گیرد.

 

آثار اینگمار برگمان :

بر عشق ما می بارد (۱۹۴۶)
سرزمین آرزو (۱۹۴۷)
زندان (۱۹۴۹)
رازهای زنان (۱۹۵۳)
تابستان با مونیکا (۱۹۵۳)
شب عریان (۱۹۵۴)
درسی در عشق (۱۹۵۴)
لبخندهای یک شب تابستانی (۱۹۵۵)
مهر هفتم (۱۹۵۷)
توت فرنگی های وحشی (۱۹۵۷)
چشمه باکره (۱۹۶۰)
چشم شیطان (۱۹۶۰)
نور زمستانی (۱۹۶۲)
سکوت (۱۹۶۳)
شرم (۱۹۶۸)
پرسونا (۱۹۶۶)
صحنه یک ازدواج (۱۹۷۴)
فلوت جادویی (۱۹۷۵)
چهره به چهره (۱۹۷۶)
سونات پاییزی (۱۹۷۸)
فانی و الکساندر (۱۹۸۰)
ساراباند (۲۰۰۳)

 

جوایز اینگمار برگمان :

اینگمار برگمان ۹ بار نامزد دریافت جایزهٔ اسکار بود و در ۱۹۷۱ مفتخر به دریافت جایزهٔ یک عمر دستاورد هنری یادبود ایروینگ جی. تالبرگ شد.

اسکار

  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای چشمه باکره (۱۹۶۰)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای هم‌چون در یک آینه (۱۹۶۱)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای فانی و الکساندر (۱۹۸۳)

برلیناله

  • برنده جایزهٔ خرس طلایی بهترین فیلم برای توت‌فرنگی‌های وحشی (۱۹۵۷)
  • برنده جایزهٔ OCIC برای هم‌چون در یک آینه (۱۹۶۱)

سزار

  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارحی برای فانی و الکساندر (۱۹۸۴)

کن

  • برنده جایزهٔ بهترین اثر طنز شاعرانه برای لبخندهای یک شب تابستانی (۱۹۵۵)
  • برنده جایزهٔ هیئت داوران برای مهر هفتم (۱۹۵۷)
  • برنده جایزهٔ بهترین کارگردان برای چهره (۱۹۵۸)
  • برنده جایزهٔ بهترین تکنیک برای فریادها و نجواها (۱۹۷۲)
  • برنده جایزهٔ «Palm of Palms»، سال ۱۹۷۷
  • برنده جایزهٔ «Ecumenical Jury»، سال ۱۹۹۸

گلدن گلوب

  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای توت‌فرنگی‌های وجشی (۱۹۶۰)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای چشمه باکره (۱۹۶۱)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای همچین در یک آینه (۱۹۶۲)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای صحنه یک ازدواج (۱۹۷۵)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای چهره به چهره (۱۹۷۶)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای سونات پاییزی (۱۹۷۸)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی برای فانی و الکساندر (۱۹۸۴)

گلدبگ

  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم برای سکوت (۱۹۶۳)
  • برنده جایزهٔ بهترین کارگردان برای سکوت (۱۹۶۳)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم برای پرسونا (۱۹۶۶)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم برای فریادها و نجواها (۱۹۷۲)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلم برای فانی و الکساندر (۱۹۸۲)
  • برنده جایزهٔ بهترین کارگردان برای فانی و الکساندر (۱۹۸۲)
  • برنده جایزهٔ بهترین فیلمنامه برای بهترین نیت (۱۹۹۲)

 

اینگمار برگمان

 

منابع : ویکی پدیا / انسان شناسی و فرهنگ / همشهری آنلاین / فرهنگ امروز / شمال از شمال غربی /

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *