سالمرگ آنا آخماتووا

یادبودهادر

آنانتشارات او - انا آخماتوواا آخماتووا ( Anna Akhmatova ) (زاده ۱۸۸۹، اودسا – درگذشته ۱۹۶۶، مسکو) شاعر و نویسنده اهل روسیه بود. بی گمان یکی از تاثیرگذارترین شاعران شعر مدرن روسیه است. سال به دنیا آمدنش را این گونه توصیف می­کند:

در 1889، سال‌ تولد من، چارلی‌ چاپلین‌ به‌ دنیا آمد؛ «سونات‌ كرتروز» تولستوی‌ منتشر شد؛ برج‌ ایفل‌ ساخته‌ شد؛ و هیتلر و ظاهرا‌ الیوت‌ هم‌ دیده‌ به‌ جهان‌ گشودند. در تابستان‌ آن‌ سال‌ فرانسویان‌ صدمین‌ سالگرد به‌ آتش‌ كشیدن‌ باستیل‌ را جشن‌ گرفتند و در شب‌ تولد من، بیست و دوم ژوئن، جشن‌ چله‌­ی تابستان‌ برگزار می‌شود.

 

نمونه هایی از اشعار آنا آخماتووا :

 

هفته­ ها پرپر زنان می­گذرند.

من ناتوانم از درک وقایع پیرامونم.

تنها ای عزیزترینم، دیگر بار سایه­ی شب­های سفید

که تا سحر تو را می­پائیدند

در زندان.

دیگر بار سایه­ی همان شب­های سفید

که با چشمان عقاب­گون خود

از عروج تو سخن می­گویند

و از مرگ

 

و شعری عاشقانه از  آنا آخماتووا با ترجمه احمد پوری :

 

خورشید در خاطره‌ رنگ‌ می‌بازد

خورشید در خاطره‌ رنگ‌ می‌بازد،

سبزه‌ تیره‌تر می‌شود،

باد‌ برفی‌ زودرس‌ را

آرام‌ آرام‌ می‌پراكند.

آب‌ یخ‌ می‌بندد. آب­راه‌های‌ باریك‌

ایستاده‌اند.

این جا چیزی‌ اتفاق‌ نخواهد افتاد،

هرگز!

در آسمان‌ خالی‌

دشت‌ گسترده، بادبزنی‌ ناپیدا.

شاید بهتر بود هرگز

همسر تو نمی‌بودم.

خورشید در خاطره‌ رنگ‌ می‌بازد.

این‌ چیست؟ تاریكی؟

شاید!

زمستان،

یك‌ شبه‌ خواهد رسید.

او سه‌ چیز را دوست‌ داشت‌

او در این‌ دنیا سه‌ چیز را دوست‌ داشت:

دعای‌ شام­گاهی، تاووس‌ سفید،

و نقشه‌­ی رنگ‌ پریده‌ آمریكا.

و سه‌ چیز را دوست‌ نداشت:

گریه­ی‌ كودكان‌

مربای‌ تمشك‌ با چایی‌

و پرخاش­جویی‌ زنانه.

… و من‌ همسر او بودم

 

آثار ترجمه شده از آنا آخماتووا :

  • ۱۳۵۳ – مرثیه‌های شمال (برگزیده شعر)، ترجمهٔ عبدالعلی دستغیب، تهران، بابک.
  • ۱۳۵۳ – «نماز برای آرامش روح مردگان» (رکوییم)، ترجمهٔ پروین گرانمایه، اندیشه و هنر، دفتر پنجم، مرداد. کتاب هفتم، شهریور ۵۰.
  • ۱۳۵۷ – «پیشهٔ ما»، «خاک سرزمین من»، «مرز»، «عاشقانه»، «بیاد شاعر» و «آلاچیق»، ترجمهٔ ایرج مهدویان، آلاچیق (مجموعهٔ شعر از چند شاعر)، تهران، رز.
  • ۱۳۶۷ – «آنا آندره‌اونا آخماتووا و چند شعر از او»، ترجمهٔ حشمت جزنی، آدینه، ۲۲، اردیبهشت.
  • ۱۳۶۸ – «دلیری»، ترجمهٔ سیروس طاهباز، مصیبت نویسنده بودن، تهران، انتشارات به‌نگار.
  • ۱۳۶۹ – «طرحی از یک چهره تراژیک» (یادداشت‌های آنا آخماتووا دربارهٔ مندلشتام)، ترجمهٔ احمدپوری، آدینه، مرداد ۴۸
  • ۱۳۷۰ – «مرثیه» (رکوییم)، ترجمهٔ احمد اخوت، کلک، فروردین، ۱۳.
  • ۱۳۷۲ – «برای ان. گ. چولکووا»، «شب سفید»، «خدای شعر Muse»، «باغ تابستان»، «نخستین اخطار»، «شعر نیمه شب» و «دیدار شبانه»، ترجمهٔ حشمت جزنی، ده شاعر نامدار قرن بیستم، تهران، مرغ آمین.
  • ۱۳۷۳ – «؟»، ترجمه خشایار دیهیمی، شباب، ۱۱، (شهریور و مهر).
  • ۱۳۷۴ – «آمادئو مودیلیانی»، ترجمهٔ عباس صفاری، زنده‌رود، ۱۰ و ۱۱ (بهار).
  • ۱۳۷۵ – «همچون کسی که»، «همیشه تر و تازه‌ای»، «زیر حجاب تاریک» و «از فاخته پرسیدم»، ترجمهٔ مراد فرهادپور، دوران، آذر، ۱۳.
  • ۱۳۷۶ – «شعر»، ترجمهٔ رضا سیدحسینی، مکتب‌های ادبی (جلد دوم)، تهران، نگاه.
  • ۱۳۷۷ – خاطره‌ای در درونم است: گزینه اشعار عاشقانه، ترجمه احمدپوری، تهران، نشر چشمه.

 

سالمرگ آنا آخماتووا

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *