زندگی روزمره بزرگان ادبیات: لئو تولستوی

گفتنی‌هادر
لئو تولستوی - اولین عکس رنگی گرفته شده در روسیه در سال 1908

لئو تولستوی – اولین عکس رنگی گرفته شده در روسیه در سال 1908

«من باید هرروز حتما بنویسم، نه چندان برای موفقیت کار، بلکه برای از دست نرفتن روال روزمره ام» این، یکی از مدخل های نسبتاً نادر یادداشت های روزانه لئو تولستوی در اواسط دهه ۱۸۶۰ است-یعنی وقتی که عمیقاً غرق نگارش جنگ و صلح بود. لئو تولستوی در این یادداشته برنامه روزانه اش را شرح نمی دهد. ولی پسر بزرگ او، سرگئی، درسالهای بعد الگوی کار روزهای لئو تولستوی را در یاسنایا پلیانا، ملک خانوادگی آنها در ناحیه تولا در روسیه، به قلم آورده است:« ما بچه هاو آموزگارمان از سپتامبر تا مه بین ساعت هشت و نه از خواب برمی خاستیم و می رفتیم به غذاخوری برای صبحانه. پدر بعد از ساعت نه؛ هنوز شست و شو نکرده و لباس نپوشیده؛ باریش ژولیده؛ از اتاق خوابش پایین می آمد، و برای تکمیل توالتش به اتاق زیرین میرفت. اگر سرراهش او را می دیدیم باعجله و اکراه سلامی ردوبدل می کرد. مابین خودمان می گفتیم:”پاپا تا شست وشو نکند بد عنق است.” سپس او هم برای صرف صبحانه می آمد و معمولا دو تخم مرغ جوشیده در لیوانی می خورد. پس از آن تا ساعت ۵ عصر چیزی نمی خورد. بعدها در اواخر سال ۱۸۸۰ شروع کرد به صرف ناهار در ساعت دو یا سه بعدازظهر. سر ِ ناهار خیلی حرف نمیزد و زود با استکانی چای به اتاق کارش می رفت. از آن پس تا هنگام شام به ندرت اثری از او می دیدیم.»

به گفته سرگئی، لئو تولستوی در انزوا کارمی کرد-هیچکس حق رفتن به اتاق کار او را نداشت، درهای اتاق های مجاور قفل شده بودند که کسی مزاحم او نشود. (روایتی از دختر لئو تولستوی، تانیا، مغایر این امراست-دختر بیاد دارد که مادرشان اجازه ورود داشت و درحالی که شوهر می نوشت، زن روی کاناپه می نشست و دوخت و دوز می کرد.)

لئو تولستوی قبل از شام، به پیاده روی یا اسب سواری می رفت, غالباً برای سرکشی به کاری در اراضی ملک. بعد با خلق و خوی ِ بسیار بهتر به جمع خانواده می پیوست. سرگئی می نویسد:«ساعت پنج شام می خوردیم و پدر اغلب دیر سرشام می رسید. کارهای روزانه او را سرشوق آورده بود و حالا آنها را برایمان تعریف می کرد. پس از شام اگر مهمان داشتیم معمولا با آنها گپ می زد یا چیزی برایشان می خواند. گاهی هم برای ما چیز بلند می خواند. یا به درسهای مان می رسید. حدود ساعت ده همه ساکنان دوباره برای صرف چای دورهم جمع می شدند. پدر پیش از خواب باز چیزی می خواند و زمانی هم پیانو می نواخت. آنگاه حوالی یک صبح به بستر می رفت.»

 

لئو تولستوی

بزرگان ادبیات

 

منبع: آوانگارد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *