آخرين غروب سال

گفتنی‌هادر

انتشارات او - سال 1394

روز های آخر سال متفاوتند. این تفاوت  تنها برای این نیست كه من حس متفاوتی دارم.  نه خودشان به طرز با شكوهی متفاوتند. چه صفتی را بكار ببرم برای این انتقال این حس؟ فقط باید چشیدشان. مزه.

انتشارات او - ترانه وفایی  این تفاوت برای همه ما احساسی از خود بوجود می آورد. می دانم. ولی چه خوب می شود اگر با هم تقسیمشان كنیم. شاید عیدی مان شود به همدیگر.

دگرگونی و تحول زمین در من نیز در آن روزها هویدا می شود. عجیب می شوم. زمانم تمركز  می كند روی ساعات آخر چرخشش به دور خورشید. از چرخش به دور هسته. اتم. الكترون، در می شوم. حتا به فكر انرژی تولید شده در میتو كندری نیستم . آ.ت. پ . نیاز آن روزهایم نیست حتا. درگیر درخت بید مجنون اما همیشه هستم. خود را برایش آراسته تر می كنم تا تغییرم را ببیند كه آماده ی دیدن تغییرش هستم.

آخرین غروب سال و ندیدن خورشید تا سال دیگر ، آن لحظه ها ، لحظات منند. نوروز من آن  جاست. خورشید دوباره رخ تابیده ی من آن جا. پوست می آورم . دیداری تازه می كنم با بشریت و فرشتگان. رؤیا می بافم بر تنش می كنم و قصد اجرایش از همان نقطه. از هستی و مردمانش طلب بخشش می كنم و آرزوی توانی بیشتر برای  پیش رفتن در خط جسارت های بی پایان.

طلوع و غروب در آن لحظه برایم یكی است. تنها لحظه ی سال است كه تعداد غروبش بیش از آن چه شازده كوچولو دیده بود ، می شود. شمارشش كه نه به جان و جسمم حسابش كرده ام و به همان تعداد برای دنیا صلح خواسته ام و عدم فقر نگاه.

انتشارات او - عید 1394لحظه ی سپاس كه هنوز خورشید را می بینم. از این كه هنوز ناتوان بودن چشم هایم برای نگاه در خود خورشید، راست است هنوز. پس مهلت تجربه هست. مهلت زیباتر كردن . زیباتر شدن. هنوز می شود در لحظه ای هیچ كاری نكرد. ضعف انسانی داشت. خدا نبود روی زمین. می شود هنوز قلم زد . می شود كوچك ماند آن قٓدٓر ، كه هیچ كس نفهمد كه وجود داری. می شود دلتنگی آدم ها برای خنده هایت را دید و حس مسئولیت پیدا كرد نسبت به دندان ها! می شود چشید از بهار با لیوانی از آب زلال در انتظار بید مجنون. با قلبی پر تپش از تپش آخرین ضربه های زمان و مكان زمین. هر چند در زمستان با فنجانی از قهوه ی گرم در انتظار این بید مجنون ، بی شمار ، یخ زده ام!

باز هم انتظار…

وااااای و وای…

نزدیك می شویم … زمین به من . من به آغوش طبیعت.

و این بی هراس ترین لحظه،لحظه ی  آغاز سال جدیدمان می شود.

انتشارات او - روزهای آخر سال 93

انتشارات او - نوروز 1394

* عکس ها از ترانه وفایی

 

[av_font_icon icon=’ue836′ font=’entypo-fontello’ style=” caption=” link=” linktarget=” size=’25px’ position=’right’ color=” av_uid=’av-34yewd’][/av_font_icon] بخوانید : پیام تبریک ترانه وفایی به مناسبت نوروز 1394

 

آخرين غروب سال

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *