خیال: شعری از ژرار دو نروال با ترجمه دکتر ترانه وفایی

ژرار دو نروال

ژرار دو نروال

خيال

نغمه اى را مبادله نمى كنم با همه آهنگ هاى روسينى و  موزار و وِبرْ

نغمه ايى قديمي و درمانده و منحوس

كه تنها براي من جذبه هاى رازگون دارد

آخر هر بار كه براى شنيدنش مى آيم

روحم دويست سال كم سن تر مى شود :

دوران لويى سيزدهم. تصورم بر گستردگى تپه اى سبز است زرد شده به هنگام غروب

وكه كاخى آجرين  با گوشه هاى سنگ،

و پنجره هايى رنگ شده سرخ بسان رنگِ رخ،

باغ هاى بزرگ ميانش گرفته اند و

رودخانه اى مى شويد پايه هاى آن و

جارى مى شود در ميان گل هاى كاخ

و كه بانويى هست  در پنجره ى بلند كاخ

گيسوانش طلايى و چشم ها سياه، با جامه ى كهن

كه شايد در حيات ديگرى

از قبل ديده ام … وَ به ياد  مى آورمش!

 

 

 

Fantaisie

Il est un air pour qui je donnerais

Tout Rossini, tout Mozart et tout Weber,

Un air très-vieux, languissant et funèbre,

Qui pour moi seul a des charmes secrets.

Or, chaque fois que je viens à l’entendre,

De deux cents ans mon âme rajeunit :

C’est sous Louis treize; et je crois voir s’étendre

Un coteau vert, que le couchant jaunit,

Puis un château de brique à coins de pierre,

Aux vitraux teints de rougeâtres couleurs,

Ceint de grands parcs, avec une rivière

Baignant ses pieds, qui coule entre des fleurs ;

Puis une dame, à sa haute fenêtre,

Blonde aux yeux noirs, en ses habits anciens,

Que dans une autre existence peut-être,

J’ai déjà vue… et dont je me souviens!

 Gérard de Nerval – Odelettes

 

 

با صدای دکتر ترانه وفایی بشنوید: (متن فرانسه  ):

 

 

ژرار دو نروال

ترانه وفایی

Gérard de Nerval

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *